محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )
93
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )
حاجت تو نزد من است . هنگامى كه امام يقين نمود كه مرد او را مىشناسد او را ترك كرد و به راه خود ادامه داد مبادا كه از وى خريد كند و آن مرد در قيمت بر امام ( ع ) آسان گيرد . سپس نزد پسركى رفت و دو پيراهن از او خريد . يكى به سه و ديگرى به دو درهم . بعد از آنكه پسر بهاى پيراهن را دريافت كرد ، پدرش رسيد و امام را شناخت و گفت : مولاى من فرزندم تو را نمىشناسد و اين دو درهم را كه سود اين پيراهن است ، برادر . امام گفت : اين كار را نخواهم كرد زيرا با فرزندت بر سر قيمت به توافق رسيده بوديم . امام پيراهن سه درهمى را به قنبر داد و خود به آن ديگرى اكتفا نمود . قنبر گفت : اين پيراهن براى تو شايستهتر است زيرا بر فراز منبر مىروى و بر مردم خطبه مىخوانى . امام گفت : و تو جوانى و شور و حس جوانى دارى و من از خدايم شرمنده خواهم بود كه بر تو برترى داشته باشم كه رسول خدا ( ص ) را شنيدم كه مىگفت : بر آنان ( غلامان و بندگان خود ) بپوشانيد از آنچه مىپوشيد و بخورانيد از آنچه مىخوريد . « 1 » و از سخنان آن حضرت ( ع ) است كه فرمود : « ألا و إن لكل مأموم إماما يقتدى به و يستضىء بنور علمه ؛ ألا و إن إمامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه . » « 2 » ( آگاه باش كه هرپيروى را پيشوايى است كه پى وى را پويد و از نور دانش او بهره جويد . بدان كه پيشواى شما بسنده كرده است از دنياى خود به دو جامه فرسوده و دو قرصه نان ) . در وصف او آمده است كه : از پوشيدنى خشن و زبر را و از خوردنى ناگوارترين ( نان جو ) آن را مىپسنديد . اللّه اكبر ! . . . على خليفه مسلمانان در عراق و پارس و حجاز و يمن و
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب : 1 / 399 ، روضه الواعظين : 108 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، نامه 45 .